اشتراوس واقعي

در دو سال اخير نسبت­هاي ناروايي به اشتراوس داده شده که مهمترين آن عنوان «پدر نو محافظه کاران آمريکا» است. حقيقت آنکه شهرت اشتراوس به «پدر فکري نو محافظه کاران آمريکا» تهمتي ناروا و بي­اساس است که با هيچ مستندي سازگار نيست. هر چند توضيح و اثبات تفصيلي اين مطلب نيازمند برگزاري جلسه علمي است که بنده آمادگي خود را اعلام مي­کنم، اما آنچه به اجمال مي­توان گفت آنکه اين نارواها عمدتاً از سوي خانم شاديا دروري سرچشمه مي­گيرد که يک نويسنده ليبرال و دموکرات افراطي است. پس از يازده سپتامبر مقالات ژورناليستي زيادي بر اساس اين اتهام نوشته شده که اينجانب تقريبا همه آنها را مطالعه کردم و البته نقدهاي متعددي هم در نقد اين مقالات منتشر شده که در کشور ما انعکاس نداشته است. متاسفانه برخي از نويسندگان داخلي به تبعيت از اين رويکرد بجاي آنکه ابعاد آن را دقيقاً بشناسند و يا حتي يک اثر از آثار ناياب اشتراوس را مطالعه کنند، بر افکار ليبرالي و ضد اسلامي خانم دروري صحه گذاشتند، به رغم آنکه امروزه نقدهاي جدي از سوي مکتب و شاگردان واقعي اشتراوس بر اين رويکرد وارد است. همانگونه که در پايان­نامه اينجانب نيز مشهود است، اشتراوس اساسا هيچ سر سازگاري با ليبراليسم و دموکراسي غربي ندارد و همانند افلاطون حکيم و فارابي مسلمان مخالف سرسخت دموکراسي عوامفريبانه است. رهيافت او نيز کاملا برخاسته از اين دو فيلسوف بزرگ تاريخ است. مخالفان براي بدنام کردن انديشه­هاي اشتراوس که متاثر از تفکرات رو به رشد اسلامي است، دست به حربه­هايي مي­زنند تا مکتب ايشان و انديشه­هاي او را بدنام سازند. دوستان داخلي نيز متاسفانه به جاي تشخيص اين امر ناخودآگاه دوست را دشمن جلوه داده و هماهنگ با دشمنان و رسانه­هاي پر هياهوي صهيونيستي و استکباري جهان که به دنبال مطامع مادي و شوم خود هستند، همان سخن را بر زبان جاري مي­سازند. انتظار مي­رود اساتيد محترم قبل از هرگونه اعلان نظري اين حربه­ها را بشناسند و به اين هياهو با ديده ترديد بنگرند. انديشه­هاي اشتراوس در دوره و زمانه­اي منتشر شد که اوج تفکر و انديشه ليبرالي است. در دنيايي که انديشه­هاي ليبرالي و برتري آن بر انديشه­هاي کلاسيک و ميانه موج مي­زند، نفوذ و جذابيت انديشه­هاي ديگر در صورتي امکان پذير است که از محتواي دروني و پايه­هاي مستحکم برخوردار باشد. دوره­اي که انديشه­هاي کارل پوپر به ويژه بر اساس کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» نفوذ دارد، انديشه­هاي مخالف آن در صورتي مي­توانند خواننده و خريدار داشته باشند که از عمق و اتقان خاصي برخوردار باشند. پوپر به راحتي و با پشتوانه فکري که فرهنگ و انديشه مدرن براي او فراهم کرده، فلسفه سياسي افلاطون را به چالش مي­کشد و آن را نياي فکري مکتب تام­گرا و توتاليتر امروزي قلمداد مي­کند، در اين شرايط سخن گفتن بر خلاف آن و دفاع از انديشه­هاي افلاطون و بازکاوي درست آن کار بسيار سخت و دشواري بود که اشتراوس به خوبي از پس آن بر آمد. دفاع جانانه و همراه با شور وشوق او از افلاطون و انديشه­هاي وي برخاسته از مأمني قوي بود که ريشه در فلسفه سياسي اسلامي ميانه و فيلسوفان مهم آن داشت. انديشه­هاي فارابي و ابن سينا به او کمک کرد تا در مقابل مکاتب بزرگ و مسلط نسبي­گرايي، تاريخي­گرايي، پيشرفت­گرايي، رفتارگرايي و غيره که همگي برخاسته از رويکرد مسلط پوزيتويستي بود با دستي پر مقابله و آنان را مورد چالش جدي قرار دهد. انديشه­هاي اشتراوس به سرعت در دانشگاه­ها و سراسر آمريکا نفوذ کرد و شاگردان بسياري را به دور خود جمع نمود که تشنه معرفت و کسب دانش واقعي درباره فلسفه سياسي بودند. فهم فلسفه سياسي و ماهيت آن امروزه مديون تلاش­هاي او و آثار اوست.

تبریک

سالروز میلاد حضرت امام رضا (ع) مبارک باد