مقدمه
ترسيم راهبردها همانند انديشهورزي و تبيين مسائل يکي از اهدف مهم حکومت است که در جهت پيشبرد و بسط کارآمدي آن ضروري است. خواجه نصيرالدين طوسي در کتاب اخلاق ناصري با نگاه راهبردي به تبيين و ترسيم راهبردهاي مختلف حکومت ميپردازد که مقاله حاضر تلاش ميکند به صورت گذرا و اجمال به برخي از مهمترين آن از جمله راهبرد اجتماعي، راهبرد فرهنگي، راهبرد قضايي، راهبرد امنيتي و راهبرد نظامي اشاره کند.
راهبرد اجتماعي
راهبرد اجتماعي را ميتوان به دو دسته اصلي و فرعي تقسيم نمود. عدالت، نظارت، نيکوکاري و قانونمداري از جمله راهبردهاي اصلي اجتماعي است. برقراري عدالت در جامعه داراي شرايطي است که يکي از آنها «برابري» است. برابري به معناي نگاه مکملي به طبقات جامعه است، به گونهاي که بدون وجود هر يک از طبقات، جامعه دچار مشکل خواهد شد.۱ طبقات جامعه را ميتوان در چهار گونه مشاهده کرد. «نيروهاي علمي» مانند دانشمندان، فقها، قضات، نويسندگان، حسابداران، مهندسان، منجّمان، پزشكان و شعرا كه قوام و پايداري دين و دنيا به وجود اين طبقه است. اين دسته مانند آب در طبيعت هستند. «نيروهاي نظامي» مانند جنگجويان، مجاهدان، بسيجيان، مرزداران، محافظان كه نظم و امنيت جامعه به دست اينها تأمين ميشود. اين دسته مانند آتش در طبيعت هستند. «نيروهاي اقتصادي» مانند تاجران، پيشهوران، صنعتگران و گردآوران ماليات كه بدون همكاري اينان، معيشت و زندگي انسانها غير ممكن است. اين دسته مانند هوا در طبيعت هستند. و بالاخره «نيروهاي غذايي» مانند برزگران، دهقانان و كشاورزان كه مواد غذايي جامعه را تأمين ميكنند و جامعه بدون اين دسته نميتواند باقي بماند. اين گروه مانند خاك در طبيعت هستند. نکته مهم آنکه هيچيك از طبقات چهارگانه مذکور نبايد بر ديگري اولويت داشته باشند; بدين معنا كه اصالت را نبايد به يك صنف داد و از اصناف ديگر چشم پوشي كرد; زيرا همه اينها مكمّل همديگر در جامعه هستند.۲
شرط دوم برقراري عدالت در جامعه «تعديل» است. بايد با مطالعه دقيق حالات، رفتار و عملكردهاي تك تك افراد جامعه، شأن و منزلت هر يك را به اندازه استحقاق و استعدادشان معيّن ساخت.۳ شرط سوم «تساوي» است که بايد در تقسيم خيرات مشترك که همانا سلامت، اموال و کرامات است، بين همه افراد جامعه تساوي را رعايت كرد. هر يك از افراد جامعه در اين موارد، سهمي دارند، به گونهاي كه افراط و تفريط در اعطاي آن، موجب خروج جامعه از دايره اعتدال خواهد شد. اگر خيرات مشترك به شخصي كم برسد، به آن شخص ظلم و ستم شده است و اگر به شخصي زياد برسد، به جامعه و شهروندان ستم شده است.۴
دومين راهبرد اصلي اجتماعي «نظارت» است. بايد كاملاً نظارت داشت تا پس از برقراري و توزيع عدالت هيچكس قادر نباشد حق ديگران را تصاحب نمايد. افراد جامعه پس از رسيدن به حق خود بايد بتوانند در كمال امنيت از آن استفاده كنند. اگر كسي به حق ديگري تجاوز كرد و حقوق ديگران را پايمال نمود، حکومت بايد عوض آن را به زيان ديده برساند و «عوض» هم نبايد از حقي كه از دست رفته است كمتر باشد، بلكه به گونهاي باشد كه هم براي آن شخص و هم براي جامعه مفيد باشد.۵
سومين راهبرد اصلي اجتماعي «احسان و نيكوكاري» است. بايد با توجه به استعداد و استحقاق افراد جامعه، علاوه بر ميزاني كه مقرّر گرديده است، به آنها كمكها و هدايايي داد.۶ البته زماني بايد اقدام به احسان و نيكوكاري كرد كه در موضع قدرت قرار داشت; چرا كه در موضع ضعف و سستي اقدام به چنين عملي باعث حرص و طمع مردم و مديران مياني ميشود و در نتيجه جامعه را به فساد و تباهي ميكشانند.۷
چهارمين راهبرد اصلي اجتماعي «قانونمداري» است. همه راهبردهاي مذکور در صورتي محقق خواهند شد كه در جامعه قوانين به طور كامل، هم از ناحيه مردم و هم از ناحيه حاکمان و سياستمدران پيروي شود. مردم در صورتي تن به قوانين و اجراي آن مي دهند كه حاكمان خود در اين راه پيش قدم باشند، به گونهاي كه هيچ مسئول و صاحب مقامي در جامعه به نقض قوانين دست نزند.۸
علاوه بر راهبردهاي اصلي مذکور راهبردهاي دهگانه فرعي اجتماعي حکومت عبارت است از: توجه به فقرا و مستمندان; دقت در اخبار و گزارشات; تشويق و تنبيه كارگزاران و مردم; برقراري امنيت; معاشرت و مشاوره با فضلا و دانشمندان; چشم پوشي از لذائذ شهوي; چشم پوشي از جاهطلبي; استمرار در تدبير امور; كاستن از كارهاي شخصي، حتي كارهاي ضروري همچون: خوردن، آشاميدن، خوابيدن، معاشرت با اهل خانه براي خدمت بيشتر به مردم; و اتخاذ تدابير اطلاعاتي و سرّي؛
ادامه دارد
۱. خواجه نصيرالدين طوسي، اخلاق ناصري، تهران، خوارزمي، چاپ سوم، 1364، ص304.
۲. اخلاق ناصري، ص305.
۳. همان.
۴. همان.
۵. اخلاق ناصري، ص307.
۶. اخلاق ناصري، ص308.
۷. همان.
۸. اخلاق ناصري، ص309.