نظريههاي تحليل رفتار انتخاباتي (1)
مقدمه
علاقه آکادميک به رفتار انتخاباتي هم زمان با ظهور علم سياسي رفتاري بود. رفتار انتخاباتي به عنوان گستردهترين و قابل اندازهگيريترين شکل رفتار سياسي در کانون توجه تکنيکهاي جديد نمونه پژوهي و تحليل آماري قرار گرفت. کتاب رأي دهنده آمريکايي (1960)[1] محصول پژوهشي دانشگاه ميشيگان بود که به عنوان کار اصلي در اين زمينه باعث رشد تعداد زيادي از مطالعات مشابه مانند کتاب تغيير سياسي در بريتانيا (1969)[2] گرديد. در اوج انقلاب رفتاري چنين تصور ميشد که رأي گيري کليد افشاي همه اسرار سيستم سياسي را دارا ميباشد. با اين حال، چنين اميدي چندان رضايت بخش نبود، بنابراين انتخابات شناسي (مطالعه علمي رفتار انتخاباتي) هنوز جايگاه مهمي را در تحليل سياسي در اختيار دارد. به خاطر آن که رأي گيري يکي از غنيترين منابع اطلاعات درباره تعامل ميان افراد، جامعه و سياست را فراهم ميکند. با مطالعه اسرار رفتار انتخاباتي، ميتوانيم درسهاي مهمي درباره ماهيت سيستم سياسي بياموزيم و در فرايند تغيير اجتماعي و سياسي معرفت حاصل کنيم.[3] حاصل انتخابات شناسي تا کنون کشف و ارائه نظريههايي بوده است که مهمترين آنها عبارتند از: نظريه هويت حزبي، نظريه جامعه شناسانه، نظريه انتخاب عقلاني و نظريه ايدئولوژي مسلط.؛
ادامه دارد ...
[1]. A. Campbell, P. Converse, W. E. Miller and D. Stokes; The American Voter, New York: John Wiley, 1960.
[2]. D. Butler and D. Stokes; Political Change in Britain, London: Macmillan, 2nd Edition, 1969.
[3]. Andrew Heywood; Politics, Palgrave, 2nd Edition, 2002, p. 241.