نظريههاي تحليل رفتار انتخاباتي (2)
نظريه هويت حزبي[1]
نظريه هويت حزبي به عنوان اولين نظريه رفتار انتخاباتي، مبتني بر دلبستگي روانشناختي مردم به احزاب است. در اين نظريه رأي دهندگان انسانهايي هستند که با يک حزب هويت مييابند. بنابراين «وابستگي حزبي» مهمترين متغير تبيين آراء رأي دهندگان ميباشد. محققان مرکز تحقيقاتي و مطالعاتي دانشگاه ميشيگان در کتاب رأي دهنده آمريکايي (1960)[2] معتقدند، علاقه رواني و عاطفي که بين رأي دهندگان و حزب محبوبشان برقرار است، عامل بسيار مهم براي به پيروزي رساندن نامزدهاي مورد نظر در انتخابات است. اينان در تبيين ايجاد چنين رابطه عاطفي ميگويند: «اين وابستگي عاطفي، اغلب از زمان کودکي و نوجواني در افراد ايجاد ميشود و معمولا از خانوادهها به فرزندان منتقل ميگردد و محيط شغلي و اجتماعي هم در تثبيت اين پيوندها مؤثرند».[3] بنابراين اين نظريه تاکيد فراوان بر جامعهپذيري سياسي اوليه دارد، بدين معنا که خانواده ابزار مهمي است که از طريق آن وابستگيهاي سياسي درست ميشود و سپس بعدها به وسيله عضويت گروهي و تجارب اجتماعي تقويت ميشود.[4]
بر اساس اين نظريه هر چند احزاب جايگاه ويژهاي دارند اما تبليغات انتخاباتي چندان تأثيري در تغيير گرايشهاي مردم ندارد. چرا که مردم قبل از انتخابات داراي علقههايي عاطفي با احزاب مورد علاقهشان ميباشند و لذا هر کانديدايي که از طرف حزب محبوب معرفي گردد، طرفداران به آن رأي خواهند داد و اساسا خواسته «حزب»، خواسته «رأي دهنده» نيز ميباشد. البته تبليغات انتخاباتي ميتواند جهت کسب آراء افرادي که از لحاظ تحصيلات در سطحي پايينتر قرار دارند و از نظر سياسي و اجتماعي هنوز جايگاهي مشخص پيدا نکردهاند، مؤثر باشد. مکتب ميشيگان معتقد است، وابستگي حزبي در طول زمان، کمتر دستخوش تغيير ميشود و داراي استمرار و پيوستگي است و تنها در بحرانهاي سياسي و اجتماعي است که در معرض دگرگوني قرار ميگيرند.[5] در اين نظريه آراي افراد تا حدود زيادي «موروثي» است؛ يعني گرايش به يک حزب خاص و محبوب به صورت نسل به نسل در خانوادهها جريان دارد و تنها حوادث اجتماعي بزرگ ميتوانند اين گرايش را دستخوش تغيير و تحول قرار دهند. مهمترين شاخصههاي اين نظريه عبارتند از:
1. فرد نقش کمرنگي دارد.
2. «وابستگي حزبي» بسيار مؤثر است.
3. تبليغات انتخاباتي چندان تأثيري ندارد.
4. رأي افراد «موروثي» است.
ادامه دارد ...
[1]. Andrew Heywood; Politics, op. cit., p. 242.
[2]. A. Campbell, P. Converse, W. E. Miller and D. Stokes; The American Voter, op. cit.
[3]. حجتالله ايوبي؛ «مشارکت انتخاباتي»، مشارکت سياسي (مجموعه مقالات)، سفير، 1377، ص 218.
[4]. Andrew Heywood; Politics, op. cit., p. 242.
[5]. حجتالله ايوبي؛ پيشين، ص 220.