نتيجه‌گيري

از ميان چهار نظريه ارائه شده به نظر مي‌رسد نظريه انتخاب عقلاني صلاحيت لازم را در تحليل رفتار انتخاباتي مردم در دهه اخير نظام جمهوري اسلامي ايران دارا باشد. چرا که مؤلفه‌ها و شاخصه‌هايي که اين نظريه ارائه مي‌دهد، در انتخابات سالهاي اخير ايران کاملا محسوس بوده و نقش بسيار حائز اهميتي را ايفا کردند. بر اين اساس فرضيه‌اي که از اين نظريه به دست خواهد آمد بدين صورت خواهد بود: «شکل‌گيري نسل جديد سياسي مستقل و نوع تبليغات انتخاباتي دو عامل اساسي و مهم در پيروزي انتخابات سالهاي اخير در ايران بودند.» همانگونه که ملاحظه مي‌شود اين فرضيه از دو متغير اصلي تشکيل شده است:

1) نسل جديد سياسي مستقل؛

2) نوع تبليغات انتخاباتي؛

در بخش شکل‌گيري نسل جديد سياسي مستقل، شاخصه‌هاي ذيل داراي اهميت هستند:

1. ميزان سطح سواد و دانش و آگاهي‌هاي افراد در نقاط مختلف کشور؛

2. رشد جمعيت جوان کشور با ويژگي‌هاي متفاوت از قبل (قبل از پيروزي انقلاب)؛

3. حضور سياسي فعال زنان؛

4. پيشرفت سطح فرهنگي و اقتصادي افراد؛

در بخش تبليغات انتخاباتي، شاخصه‌هاي ذيل مي‌تواند مورد بررسي قرار گيرد:

1. نقش صدا و سيما (مثبت و منفي)؛

2. نقش نشريات مکتوب و الکترونيکي؛

3. عملکرد تبليغاتي رقيب؛

4. شعارهاي تبليغاتي؛

5. برنامه‌هاي اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي؛

6. خصوصيات فردي و شخصيتي؛

7. نحوه عملکرد ستادهاي انتخاباتي؛

8. عملکرد دستگاههاي مجري انتخابات؛

9. عملکرد دستگاههاي نظارتي انتخابات؛

10. عملکرد نهادهاي فرهنگي (خصوصا حوزه و دانشگاه)؛

همانگونه که روشن است شاخصه‌هاي مذکور جامع و مانع نبوده بلکه مي‌توان برخي را در هم ادغام و برخي ديگر به آن افزود.

پايان